آلفاباکس


میگذرد..

سلام

اتفاقی که افتاد این بود:

والدینم رفتند سفر

خواهرم و خانواده ش رفتند سفر

تلویزونم خراب شد

تلفن خانه قطع شد

مودم قطع شد

روز عزای عمومی بود و همه چی در حالت التهاب!!

تو رفتی مرخصی... سفر

و امتحان اول بسیار نزدیک بود...

عجب حال بدی عجب حال بدی عجب حال بدییییییییییییییییییییی....

اون روز: 20 دی بود.


امشب بعد از اولین امتحان

بعد از یه غذای خوشمره

تلفن وصل شد

مودم وصل شد

حتی! تلویزونم هم درست شد

و تو زنگ زدی... و عجب حرفهایی زدیم...

دارم فکر میکنم نقاط عطف دارن چقدر زیاد میشن.... و امشب یکی از مهمترین اونهاست...

باید بنویسم... باید بنویسم امشب رو...





منبع این نوشته : منبع
امشب ,باید بنویسم